ذبيح الله صفا
1051
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
جهان خاتون غير از شاه شجاع مظفّرى كه گفتهايم سلطان احمد بهادر خان بن شيخ اويس ايلكانى را نيز كه از 784 تا 813 پادشاهى مىكرده ، مدح گفت و از اينجا معلوم مىشود بعد از برافتادن پادشاهى خاندان اينجو ( سال 758 هجرى ) لا اقل سى سال ديگر و يا بيشتر از آن زيسته و وفات او مسلما بعد از سال 784 اتفاق افتاده است . از ديوان جهان خاتون دو نسخه در دستست كه هردو در كتابخانهء ملّى پاريس محفوظ است . ازين دو نسخه يكى كه ظاهرا بامر و تحت نظر جهان خاتون كتابت شده نسخهء suppl . 763 از مجموع نسخ خطّى فارسى كتابخانهء مذكورست ، و نسخهء ديگر كه از روى نسخهء نخستين نوشته شده شمارهء Suppl . 1102 از مجموعهء نسخ خطّى فارسى را دارد . مجموع اشعار جهان خاتون را متجاوز از 5500 بيت مىتوان تخمين زد « 1 » . اين اشعار عبارتست از چند قصيده و ترجيعبند و مقطّعات و غزلهاى متعدّد و رباعيهاى بسيار . اشعار وى خاصّه غزلها و رباعيها شيرين و عاشقانه و گاه متضمّن مدح است . زبانش ساده و اشعارش متمايل بسلاست و بندرت مقرون باشتباهات لفظى ولى فاقد مبالغه كاريهاى شاعران استاد و بررويهم متوسط است . از ديوان اوست : بر مثال نامه برخود چند پيچانى مرا * چون قلم تاكى بفرق سر بگردانى مرا چند بفريبى بتقرير و بتحريرم دگر * اينچنين نادان نيم آخر تو مىدانى مرا شاهباز وصل ما در دست تو قدرى نداشت * كز هوا در دست آوردى به آسانى مرا ز آتش دل همچو خاكى چند بر بادم دهى * وز دو ديده در ميان آب بنشانى مرا هم ز اوّل روز دانستم كه در سوداى تو * حاصل ديگر نباشد جز پريشانى مرا خاك ره گشتم كه آويزم مگر در دامنت * تا بكى جانا چو گرد از دامن افشانى مرا دردم از حدّ رفت بنشين يكدم اى جان جهان * كاندرين دردم تو درمانى تو درمانى مرا * *
--> ( 1 ) - مرحوم سعيد نفيسى آن را چهارده هزار بيت تخمين كرده است و نمىدانم چرا ( تاريخ نظم و نثر در ايران ص 216 )